دیار من

نوامبر 28, 2009 at 2:23 ب.ظ. 7 دیدگاه

من متعلق به اینجا نیستم. دیار من باغ هایش نخل داشت، لیمو داشت. بیابان هایش پر بود از صدر و آویشن. وقتی هم پا در نخلستان های بی انتهایش می گذاشتم با کوچکترین باد هیئتی از صدا و رقص سایه مهمان می شدم. یک سمفونی به تمام معنا. نگاهم به نخل های کهنسال بود که باغبان پیر یارای چیدن خرماهیش نداشت. خرماها از تابستان قبل مانده بودند اما شیرینی شان را هنوز داشتند. شیرینِ شیرین.

من متعلق به کویر نیستم. هوای کویر ناسازگار است. اختلاف فاحش دمای شب و روزش مجال همزیستی نمی دهد.

دیار من کوه داشت. کوه های عریانی که در امتداد زاگرس کبیر مانند حصاری او را احاطه کرده بودند. کوهایی که هیچ وقت سپیدی برف بر خود ندیده اند. اما منبع برکتند،  و برفراز هر کدامشان مشعلی روشن است که شبانه روز می سوزند.

من دیارم را می خواهم. با همه محرومیتش. با همه تلخی ها و نداشته هایش.

Advertisements

Entry filed under: Uncategorized.

سلام رفیق برای محبوبه حقیقی

7 دیدگاه Add your own

  • 1. nytreporter  |  نوامبر 28, 2009 در 3:28 ب.ظ.

    می‌فهمم این دلتنگی برای وطن را… ولی باور کن این دور بودن‌های مقطعی خیلی خوب و مفید می‌توانند باشند. تازه لذت دیدن شهر و دیار را هم دو صد چندان می کنند…

    پاسخ
  • 2. مجبد  |  نوامبر 29, 2009 در 10:12 ق.ظ.

    رفیق گمونم من هی کامنت میذارم هی وردپرس پابلیش نمی‌‎کنه!

    پاسخ
  • 3. مجبد  |  نوامبر 29, 2009 در 10:13 ق.ظ.

    این (http://rooznevesht67.blogfa.com/post-212.aspx) هم برای من توئه رفیق، مث همین چیزی که نوشتی

    پاسخ
  • 4. عقیل  |  دسامبر 2, 2009 در 6:28 ق.ظ.

    و سلام
    نبی کجایی که کچلتم !
    خیلی وقته ازت بی خبرم مردک !
    یزد چرون شدی دیگه تحویل نمی گیریا .

    پاسخ
  • 5. حسین پروند  |  دسامبر 3, 2009 در 8:34 ب.ظ.

    درود

    بدرود

    پاسخ
  • 6. حسین پروند  |  دسامبر 4, 2009 در 5:10 ب.ظ.

    درود
    ……………
    کاش می شد چشم ها را وا کنیم
    عشق را در زندگی معنا کنیم
    در سکوت ممتد فصل خزان
    شور و غوغایی دگر بر پا کنیم
    عشق را در این خزان گم کرده ایم
    کاش این گمگشته را پیدا کنیم …

    نبی جون برای عرض ارادت آمده ام
    آمده ام تا در شبی سرد و با دلی گرم و دستی پر از احساس و فانوسی روشن
    میهمان نوشته های شما باشم

    آفرین و درودی تا بی نهایت بتوان n تقدیم دل عاشقانه ات و دو برابر آن تقدیم به خودت

    بهترین ها برایت آرزومندم . همیشه شاد و سبز باشی

    بدرود

    پاسخ
  • 7. زمان  |  فوریه 9, 2010 در 3:21 ب.ظ.

    سلام رفيق
    آره واقعا ديار خودمون دوست داشتني تره
    منم دلم گرفت…

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed



    %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: