از خرمشهر چیزی نمی دانم اما…
مه 22, 2010 at 4:40 ب.ظ. 6 دیدگاه
از خرمشهر و محمد جهان آرا چیزی نمی دانم. آنقدر کوچک بودم که هنوز به دنیا نیومده بودم.
ولی فقط این را می دانم که یک عده آنقدر ایستادند تا شهرشان رو باز گرفتند
این را می دانم که آنقدر روی خواسته شان ماندند تا بالاخره آن مرد پشت رادیو فریاد زد » خرمشهر شهر خون و قیام آزاد شد»
این را می دانم به حرمت خون کودکانی که سقف دبستانشان بر سرشان خراب شد، جنگیدند، ماندند و پیروز شدند
و این راه هم خوب می دانم خرمشهر دیگر خرم نشد. و حرمت همه ایستادگی را شکستند و در این یک سال حرمت خیلی از شهدا…
ورودی دستهبندی شده در: Uncategorized. برچسبها: .
6 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید

|
1.
spiral mind | مه 23, 2010 در 7:07 ق.ظ.
حرمت شکستند …
2.
صادق | مه 27, 2010 در 2:33 ب.ظ.
همان بهتر که ممد نبود که ببیند…
3.
zeus | مه 28, 2010 در 9:33 ق.ظ.
تا كي حرمت شكني؟؟؟؟
از وقتي يادمه اين حرمت شكني بوده …سو استفاده از نام پاكشون بوده….!!!
ما بايد چه كنيم؟
4.
حیدر | ژوئن 1, 2010 در 10:57 ب.ظ.
بادهایی شروع به وزیدن کرده اند که خبر از تغییر فصل ها می دهند …
5.
اميرحسين | ژوئن 2, 2010 در 7:10 ب.ظ.
فقط و فقط خدا آزاد كرد
6.
یه بنده خدا | اکتبر 15, 2010 در 5:50 ب.ظ.
به به این اقای جعفر دهقان نیستند؟ میدونی درسته که خیلیا نام گذشتگان و خراب کردن ولی قبول کن خیلی وقتا اینایی که موندن…
نمونه بارزش همین آقا